پنج داستان کوتاه از برتولت برشت
فرستاده
اخیراً با آقای ک. درباره قضیه آقای «ایکس»، فرستاده قدرتی بیگانه، صحبت میکردم که در کشور ما مأموریتهای خاص حکومت خود را انجام داده و با کمال تأسف آنطور که ما اطلاع پیدا کردیم، با اینکه با موفقیت چشمگیری مراجعت کرده بود، ولی بعد از بازگشت شدیداً مورد توبیخ رسمی مقامات دولتش قرار گرفت.
«البته که نه. او باید خوب میخورد تا میتوانست با دشمنانش مذاکره بکند. باید از جنایتکاران تملق میگفت و گاهی کشورش را مسخره میکرد تا به هدفش برسد».
آقای ک. با حواسپرتی گفت: «البته! رفتار او در این مورد صحیح بوده.» و خواست از من خداحافظی بکند. با وجود این من آستینش را کشیدم و با عصبانیت داد زدم: «پس چرا بعد از مراجعت با چنین تحقیری روبرو شد؟»
